اس ام اس تبریک عید مبعث ۹۱

اس ام اس تبریک عید مبعث ۹۱

عید سعید مبعث، آغاز راه رستگارى و طلوع تابنده مهر هدایت و عدالت، مبارک باد . . .

.

.

.

بعثت، امید انسان به فردایی روشن است.

بعثت، نشانه مهرورزی خدا با خاکیان و باران رحمت بی‌‌حد او بر زمینیان است.

بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد

.

.

.

وحی شد بر مصطفی برخیز، اقرأ باسم ربّک / ای حبیب من ز جا برخیز، اقرأ باسم ربّک

تیره شد رخسار گیتی، خیره شد دیو تباهی  / چیره شد جهل عِما برخیز، اقرأ باسم ربّک

.

.

.

ای شاه سوار ملک هستی / سلطان خرد به چیره دستی

ای ختم پیمبران مرسل / حلوای پسین و ملح اول

سر خیل تویی و جمله خیلند / مقصود تویی همه طفیلند

بعثت پیامبر گرامی اسلام مبارک باد

.

.

.

سرحلقه عشاق به عالم، احمد / یعنی هدف از خلقت آدم، احمد

رخشان و فروزنده بر انگشت وجود / پیغمبری انگشتر و خاتمْ احمد . . .

.

.

.

ماه فرو ماند از جمال محمّد

سرو نباشد به اعتدال محمّد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

در نظر قدر با کمال محمّد

بعثت پیامبر بر شما مبارک باد

.

.

.

سلام بر مبعث، پیام خیزش انسان، از خاک تا افلاک !

سلام بر مبعث، انفجار نور و ظهور همه ارزش‏ها در صحنه حیات بشر !

روز بعثت مبارک باد

.

.

.

به امر رب خود لبیک گوییم

به همراه ملائک جمله گوییم

سلام و رحمت حق بر محمد

اللهم صل علی محمد

.

.

.

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل رمیده ما را انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد

.

.

.

بعثت نه این سرور، سرور ولایت است

مبعث نه این چراغ، چراغ هدایت است

خورشید چون ز شرق حرا پرتو افکند

احمد نه این فروغ، فروغ رسالت است

.

.

.

جان سحر، جسم سمن بوی توست / شام ، غلام سر گیسوی توست

بوسه زنِ گوشه ابروی توست / ماه که خَم کرده سر خویشتن

.

.

.

خواند زبان دلم ثنای محمد(ص)

ماند خرد خیره در لقای محمد(ص)

دیده دل، جام جم به هیچ شمارد

سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص)

عید مبعث بر همگان مبارک

.

.

.

آوای بخوان بخوانِ او می ریزداز غار

صدای گفت وگو می ریزدمی

گفت فرشته: اقرأ باسم ربک

عشق است کز آسمان فرو می ریزد

بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد

.

.

.

از بعثت او جهان جوان شد

گیتى چو بهشت جاودان شد

این عید به اهل دین مبارک

بر جمله مسلمین مبارک

.

.

.

از بعثت او جهان جوان شد

گیتى چو بهشت جاودان شد

این عید به اهل دین مبارک

بر جمله مسلمین مبارک

.

.

.

مهر را روشنی از روی تو افروختن است

ماه را حسن ز رخسار تو آموختن است

گُل به پیش گُل رخسار تو ای رشک بِهشت

همچو خاری است که شایسته آن سوختن است

.

.

.

یا رحمت للعالمین جبریل می خواند تو را / ای منجی کل بشر بیرون بیا از این سرا

تو شهریار عالمی تا چند در غار حرا / ای یوسف مصر وجود از چاه تنهایی درآ . . .

.

.

.

یا محمد ای خرد پابست تو / ای چراغ مهر و مه در دست تو

هر زمان گلواژه هایت تازه تر / بلکه از هستی بلند آوازه تر

ختم شد بر قامتت پیغمبری / این ترا باشد دلیل برتری . . .

عید مبعث مبارک

.

.

.

غار حرا سراسر لبریز نور سرمد / جبریل آمد و گفت قم فانذر محمد

برخیز و رهبری کن،بر یار یاوری کن / بر خلق هر دو عالم، از حق پیمبری کن

.

.

.

محمد پاک و شفاف و زلال است / که مرات جمال ذوالفقار است

محمد تا نبوت را برانگیخت / ولایت را به کام شیعیان ریخت . . .

عید بعثت مبارک

.

.

.

ای پادشاه عالم عشقت به سینه دارم / در قاب سینه ی خود عکس مدینه دارم

دارم ولایت تو ، در دل محبت تو / سر مست جام عشقم ، در شام بعثت تو . . .

.

.

.

شد ورد زبان ثنای قرآن / از مرحمت خدای قرآن

برپا شده جشن باشکوهی / در محفل ما برای قرآن . . .

.

.

.

همان احمد که سرمستان سرمد /بخوانندش ابوالقاسم محمد(ص)

محمد میم و حا ء و میم و دال است / تدارک بخش عدل و اعتدال است . . .

.

.

.

هزاران راز را در من نهفتی / ولی در گوش من اینگونه گفتی

ز احمد تا احد یک میم فرق است / جهانی اندراین یک میم غرق است . . .

.

.

.

امروز که بعثت رسول است / گردیده لب آشنای قرآن

در غار حرا نشسته احمد  / نه  خوانده الف نه یای قرآن . . .

.

.

.

ای مکه احمد آمده آغوش خود را باز کن / ای کعبه بر دور سر آن جان جان پرواز کن

ای بت ثنای مصطفی با نام حق آغاز کن / ای آفرینش یک صدا آهنگ وحدت ساز کن . . .

.

.

.

امشب شب غار حرا از روز روشن تر شده / امشب فضای مکه پر از جلوه ی کوثر شده

امشب جهان رشک جنان امشب زمین کوثر شده / امشب امین وحی حق نازل به پیغمبر شده

.

.

.

ای سینه ی مجروح ما مجروح طول غیبتت / در بعثت جدت همه چشم انتظار بعثتت

خورشید مکه کی رسد صبح طلوع نهضتت / بت های عالم بشکند با دست عزم و همتت

.

.

.

عید آزادی زن های اسیر است امروز / عید خلق است و خداوند قدیر ایت امروز

دامن مکه پر از مشک و عبیر است امروز / بشریت را فرمان خطیر است امروز

.

.

.

ای به راه تو تمامی ملل را دیده / ای که جبریل امین دور سرت گردیده

چشم عالم به ره مکتب روشنگر توست / منجی کل بشر دین علی پرور توست . . .

.

.

.

عزت امت تو در گرو وحدت توست / وحدت امت تو پیروی از عترت توست

طاعت عترت تو، طاعت حق، طاعت توست / در رگ قلب حسین بن علی غیرت توست

.

.

.

بعثت شیعه ز آغاز غدیر است و حراست / بعثت سوم او واقعه ی عاشوراست

پدر شیعه علی، مادر شیعه زهراست / شیعه جان و تنش از آب و گل کرببلاست

.

.

.

تا به کی چهره ی خورشید عدالت مستور / تا به کی سلطه ی بیدادگران با زر و زور

با من امروز بخوانید همگی این منشور / منجی کل جهان آمده با مشعل نور . . .

.

.

.

بت و بتخانه همه ذکر خدا می گویند / سخن از اقرأ و از غار حرا می گویند

حمد حق، مدح رسول دو سرا می گویند / خلق عالم همه تبریک به ما می گویند

.

.

.

مکه آهنگ، به گلواژه ی اقرأ بنواز / کعبه از جا کن و تا غار حرا کن پرواز

یا محمد سخن خویش ز لا کن آغاز / خیز از جا به بت و بتگر و بت خانه بتاز . . .

.

.

.

پیک وحی است که در غار حرا می آید / به محمد ز خداوند ندا می آید

ای خلایق همه این طرفه ندا را شنوید / گوش های شنوا حکم خدا را شنوید

بعثت رسول اکرم مبارک

.

.

.

از بام و در کعبه به گردون رسد آواز / کامشب در رحمت به سماوات شده باز

بت های حرم در حرم افتاده به سجده  / ارواح رسل راست هزاران پر پرواز

آغاز پیامبری محمد مصطفی (ص) بر شما مبارک

.

.

.

ماه فروماند از جمال محمد / سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست / در نظر قدر با کمال محمد . . .

.

.

.

این است که برتر بود از وهم کمالش  / جز ذات الهی همه مبهوت جلالش

رضوان شده دلداده ی مقداد و ابوذر  / فردوس بود سائل درگاه بلالش

.

.

.

این چراغی است که تا شام ابد جلوه گر است / این یتیمی است که بر عالم خلقت پدر است

این نجات همه در دامن موج خطر است / این رسولی است که از کلّ رُسُل خوب تر است

.

.

.

ای مکه احمد آمده آغوش خود را باز کن / ای کعبه بر دور سر آن جان جان پرواز کن

ای بت ثنای مصطفی با نام حق آغاز کن / ای آفرینش یک صدا آهنگ وحدت ساز کن

.

.

.

یا رحمت للعالمین جبریل می خواند تو را / ای منجی کل بشر بیرون بیا از این سرا

تو شهریار عالمی تا چند در غار حرا / ای یوسف مصر وجود از چاه تنهایی درآ

.

.

.

تو سروران را سروری تو رهبران را رهبری / تو از تمام انبیا هم بهتری هم برتری

تو کشتی توحید را هم ناخدا هم لنگری / تو اولین روشنگری تو آخرین پیغمبری

.

.

.

ای تا قیامت جاودان اسلام تو آئین تو / ای نقش لبخند خدا روی لب خونین تو

دشمن هم از کف داده دل بر منطق شیرین تو / قرآن و عترت تا ابد رمز بقای دین تو

.

.

.

ای پادشاه عالم عشقت به سینه دارم / در قاب سینه ی خود عکس مدینه دارم

دارم ولایت تو ، در دل محبت تو / سر مست جام عشقم ، در شام بعثت تو